رضا قليخان هدايت

37

مجمع الفصحاء ( فارسي )

تفسيرى نيز بر كلام اللّه نوشته و در بعضى غزليات خود اشاره به حسن صوت و قرائت و تفسير خود كرده با جماعتى از فضلا و مشايخ آن عهد معاصر بوده مانند شاه نور الدّين نعمة اللّه ولى ماهانى و سيد محمود ملقب به شاه داعى اللّه و سيد ابو الوفاى شيرازى و شيخ على كلا و شيخ زين الدّين خوافى و عماد فقيه كرمانى و كمال خجندى به هر صورت مشربش عالى و در ولايت تحقيق والى غزليات شيرينش در مذاق هر فرقه‌اى دلنشين و گفتارش شورانگيز و نمكين وقتى تا يزد مسافرت كرده و به وطن بازگشته ، مادام عمر معتكف بوده و در سنهء 791 به روضهء رضوان شتافته در خارج شهر شيراز مدفنش زيارتگاه ارباب نياز است و بتدريج سلاطين در عمارت آن تكيه افزوده‌اند چون ديوان حقايق بنيان وى بعد ازو جمع شده اشعار ديگران را نيز سهوا در آن نگاشته‌اند و بعضى از آن غزليات از سلمان ساوجى است و بعضى از جماعتى ديگر و در نظر مرد متتبع سخن‌شناس اشعار او خود مانند آفتاب در ميان انجم مميز است و ممتاز ديوانش بسيار و مشهور عالم است انتخاب آن نيز خطاست ولى تيمنا بيتى چند نوشته شد : غزليات در كوى نيك‌نامى ما را گذر ندادند * گر تو نمىپسندى تغيير ده قضا را هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى * كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را * * * ترسم كه صرفه‌اى نبرد روز بازخواست * نان حلال شيخ ز آب حرام ما چندان بود كرشمه و ناز سهىقدان * كايد به جلوه سرو صنوبر خرام ما هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما و له هر سر موى مرا با تو هزاران كار است * ما كجاييم ملامتگر بيكار كجاست باده و مطرب و گل جمله مهياست ولى * عيش بىيار مهيا نشود يار كجاست * * * يا رب اين با كه توان گفت كه آن سنگين‌دل * كشت ما را و دم عيسى مريم با اوست